پروسه تولید فرش ماشینی + قیمت خط تولید
رقابت فرش ماشینی افغانستان با ایران
از وقتی با مهاجرهای اهل افغانستان برخورد شد و اقدام به اخراج کردند، خیلی از اهل فن مجبور شدند به کشورشان برگردند، کار را در ایران کاملا آموخته بودند و به کشور مادری خود برگشتند، با سرمایه گذاریهای انجام شده در آنجا کارخانههای بزرگ با دستگاه فرش ماشینی زیاد راه اندازی شد که تا 5 سال آینده گمان نکنم فرش ایران حرفی برای گفتن داشته باشد، در ایران هم نیروی کار نداریم هم سرمایه برای تامین مواد اولیه و تجهیزات. بنظرم بزودی صنعت نساجی را به افغانستان و ازبکستان خواهیم باخت. راستی آب و برق هم نداریم!!!!
تقریبا سال 91 تا 94 بود ، تولید فرش ماشینی خیلی سود داشت ، یعنی هرچقدر برای تولیدکننده تموم میشد ضرب در 3 میکرد میفروخت، ما هم دانشجوی نساجی دانشگاه یزد بودیم، همایش نساجی که برگزای میشد بهترین ماشینهارو کارخونه دارهای فرش ماشینی داشتند بعد از اونا مدیرعاملهای کارخونههای رنگرزی و تکمیل پارچه بهترین ماشینهارو داشتن.
اما از سال 1400 ورق برگشت، اینقدر دست توو این صنعت زیاد شد که نگووو، درست مثل صنعت کاشی سرامیک یزد ، همه رفتن کارخونه فرش ماشینی زدن، در مقابل ساخت و ساز ساختمان کم شد و خانه جدیدی ساخته نمیشد که براش فرش بخرن، تورم رفت بالا آمار ازدواج هم کم شد پس عملا تقاضا کمتر شد، در مقابل چین پا گرفت و اقدام به تولید فرش ماشینی کرد و بازار منطقه رو آسته آسته از ایران گرفت. خلاصه امروز بازار فرش ماشینی زیاد تعریفی نداره، اما بازم سود آوره!!!
تفاوت فرش 1500 شانه با فرش ماشینی 1700 شانه
تفاوت فرش 1500 شانه با 1700 شانه در تعداد گرههای طولی و عرضی آن است. در هر ده سانتیمتر عرض فرش 1500 شانه، 150 گره و در هر ده سانتیمتر عرض از فرش 1700 شانه، تعداد 170 گره داریم. از طرفی با بالا رفتن شانه هر فرش، تراکم طولی آن نیز افزایش مییابد و تعداد گرههای طولی بیشتر میشود.
افزایش گرههای فرش در طول و عرض نشان دهنده ظرافت و ریزبافت بودن فرش است. در نتیجه فرش 1700 شانه از فرش 1500 شانه به مراتب ظریفتر و ریزبافتتر است.
پس هرچه شانه و تراکم فرش ماشینی بالاتر رود، ظرافت آن فرش بیشتر و فرش فشردهتر است. در فرشهای با تراکم و شانه بالا، نوع نخ نیز متفاوت است و از نخ با کیفیتتر و ظریفتری استفاده میشود. بافت فرش 1500 شانه عموما با نخ آکریلیک ظریف و فرش 1700 شانه با نخ مودال است. در نتیجه فرش 1700 شانه به درخشندگی و ظرافت فرش ابریشم است.
یکی دیگر از تفاوتهای فرش 1500 شانه با فرش 1700 شانه در قیمت آن است. فرش 1700 شانه به دلیل ظرافت و نوع نخ مصرفی آن، قیمت بالاتری دارد.
پس اگر به دنبال فرشی ظریف و لاکچری هستید که بسیار مشابه فرش دستباف است، فرش 1700 شانه انتخاب مناسبی است
مقاله مرتبط: نخهای مورد استفاده در فرش ماشینی
زمان بافت یک فرش شش متری چقدر است؟
مدت زمان بافت فرش ماشینی چقدر است؟
عرض فرش هیچ تاثیری روی سرعت تولید ندارد بلکه طول فرش مهم است که هر دستگاه بافندگی فرش به طور میانگین هر 1 ساعت میتواند 4 متر فرش تولید کند.
دستگاه تولید فرش ماشینی
میتوان ادعا کرد که کاشان و تهران بزرگترین تولیدکنندههای فرش در ایران هستند.
داستان شانه چیه؟ فرش هزار شانه با 1200 شانه چیه؟
هر چقدر تعداد شانه بیشتر باشد فرش ریزبافتتر و پر تراکم تر است، یه مدت باب شده بود که کارخانهها برای باکلاس بازی تعداد شانههارو بیشتر میکردن، مثلا یه کارخونه در تلوزیون تبلیغ میکرد فرش هزار شانه زدیم، چند ماه بعد یکی دیگه میومد میگفت ما اولین تولیدکننده فرش 1200 شانه در ایران هستیم.
هر روز چند تا شانه اضافه میشد، تعداد چند شانه بودن فرش هیچ ربطی به کیفیت فرش نداره و بیشتر جنبه تبلیغاتی داره!!!!

چرا صادرات فرش ماشینی ایران به اروپا و آمریکا ممنوع است؟
تولیدکنندهای فرش ماشینی در ایران قالبا از نخ اکریلیک استفاده میکنند که ظاهری بسیار شبیه به پشم دارد و یه جورایی اکریلیک رو به عنوان پشم مصنوعی میشناسند، در ساختار شیمیایی اکریلیک کربن و نیتروژن وجود دارد و این دو میتوانند سیانید رو تشکیل دهند که سمی است و برای کارگران و نوزادان بسیار مضر است، اما دلیل اصلی این ممنوعیت بدلیل مسائل ایمنی امنیتی است که اگر خانهای آتش بگیرد با سوختن اکریلیک گاز سمی سیانید سریع آزاد میشود و به شدت سمی و سرطان زا است بخاطر همین اتحادیه اروپا گفته کسی توو خونش فرش اکریلیک استفاده نکنه!!!
جدیدا فرشهای پلی استر مد شده است که مشکل اکریلیک را ندارد و هیچ سمیتی ندارد، اما مشکلی که این فرشها دارند این است که مثلا شما یک تلوزیون یا کمد را روی فرش بگذارید بعد از چند مدت جای فشار کمد روی فرش میماند و هیچ موقع به روز اول بر نمیگردد در حالی که فرش اکریلیکی برگشت پذیری خیلی خوبی داشت.
صنعت فرش ماشینی ایران در مسیر فرسودگی
فرش ماشینی ایران که سالها بهعنوان یکی از نمادهای قدرت نساجی کشور شناخته میشد، امروز درگیر ترکیبی از چالشهای ارزی، صادراتی و ساختاری است. با وجود ظرفیت تولید بیش از ۱۴۰ میلیون مترمربع در سال و بازارهای فعال در منطقه، این صنعت بهجای رشد، در مسیر فرسودگی قرار گرفته است.
در حالیکه ترکیه با صادرات سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار فرش ماشینی توانسته سهم قابلتوجهی از بازار جهانی را در اختیار گیرد، ایران تنها حدود ۲۷۰ میلیون دلار صادرات دارد؛ رقمی که طی سه سال گذشته از ۳۵۰ میلیون دلار کاهش یافته و بنا بر پیشبینی کارشناسان، احتمال افت بیشتر آن نیز وجود دارد.
تحریمهای مالی، بانکی و بیمهای عملاً مسیر صادرات مستقیم را بسته است. امروز صادرکنندگان ایرانی مجبورند کالاهای خود را از طریق کشورهایی مانند ترکیه و امارات ارسال کنند—راهی پرهزینه و پرریسک که سود صادرات را به حداقل میرساند.
محدودیتهای بانکی باعث شده خریداران خارجی با احتیاط بیشتری عمل کنند. بسیاری از مشتریان دیگر حاضر به پرداخت پیشپرداخت نیستند و تنها پس از دریافت کامل محموله در کشور مقصد، تسویه حساب میکنند؛ تغییری که فشار نقدینگی شدیدی بر دوش تولیدکنندگان گذاشته است.
یکی از بزرگترین تهدیدها برای آینده این صنعت، فرسودگی ماشینآلات است. طی دو سال گذشته، تقریباً هیچ ماشین جدیدی وارد کشور نشده و واردات تجهیزات نو با نرخ ارز ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومانی، صرفه اقتصادی خود را از دست داده است.
کارشناسان هشدار میدهند که اگر این روند ادامه یابد، تا ۱۰ سال آینده بخش بزرگی از صنعت فرش ماشینی ایران با ماشینآلات مستهلک و غیررقابتی فعالیت خواهد کرد؛ وضعیتی که میتواند به از دست رفتن کامل سهم ایران در بازار جهانی منجر شود.
در حالی که ایالات متحده بزرگترین بازار فرش ماشینی جهان محسوب میشود، ایران هیچ دسترسی مستقیمی به آن ندارد. ترکیه سالانه یک میلیارد دلار فرش ماشینی تنها به بازار آمریکا صادر میکند—چهار برابر کل صادرات ایران به همه کشورها.
در حوزه فرش دستباف نیز وضعیت بهتر نیست. صادراتی که روزگاری بیش از یک میلیارد دلار ارزش داشت، امروز به کمتر از ۵۰ میلیون دلار رسیده است. در حقیقت، فرش دستباف ایرانی که زمانی سفیر فرهنگی ایران در جهان بود، حالا جایگاه خود را به رقبا واگذار کرده است.
در کنار موانع صادراتی، مشکلات داخلی نیز صنعت را با بحران روبهرو کرده است. قطعیهای مکرر برق و گاز، سختگیری در تخصیص ارز، مشکلات بیمه و تأمین مواد اولیه و همچنین دشواری در واردات قطعات و ماشینآلات، تولید را پرهزینه و ناپایدار کردهاند. با وجود تلاش صنعتگران برای حفظ چرخه تولید، آمارها نشان میدهد حدود ۳۰ درصد ظرفیت صنعت فرش ماشینی کشور بهطور کامل متوقف شده و بسیاری از کارخانهها با تنها ۶۰ تا ۷۰ درصد توان فعالیت میکنند.




